گذشتگان معماری ایران زمین با الهام گرفتن از طبیعت و محیط و اختلاط آن با هنر و ذوق ایرانی به خلق آثاری پرداختند که ما امروز به حضور و وجود آن می بالیم و بر این اساس نسل معمار حاضر وظیفه ای دوچندان به عهده دارد.

به گزارش اداره ارتباطات شهرداری سبزوار، شهر کالبدی زنده و پویاست که در پرتو تفکرات گوناگون انسانی جان می گیرد و توسعه می یابد. مدیریت شهری زمانی می تواند محور حرکت را بدست گرفته و طعم توسعه را بچشد که کالبد وجودی شهر را بشناسد! اگر پیکره ای در شهر فرو ریخته ،یا فضایی از هیاهوی اجتماعی دورمانده،یا بوی غارت و بی مهری را چشیده است درمانش صرفا تخریب و اندود کردن با مصالح جدید نیست. اگر شاهکارهای معماری نظیر برج ایفل،اپرای سیدنی و مرکز ژرژپمپیدو به دلیل متفاوت بودن ،در عصر حاضر منحصر به فرد شده اند ،دلیل آن رعایت اصول معماری است.

میزان موفقیت فضاهای شهری با میزان استفاده آن فضا و حضور انسان در آن متناسب است در واقع معماری و شهرسازی باید به جای افتراق و جدایی در پی افزایش تعاملات اجتماعی و همبستگی انسان ها باشد اما آنچه امروز در اغلب این فضا ها با آن روبرو هستیم، کاهش روابط ومشارکت اجتماعی است.

فضا های شهری تنها برای لذت بردن و اوقات فراغت شهروندان مطرح نیست. بلکه عنصری است مهم در زندگی اجتماعی افراد محسوب می شود. فضاهای شهری محل برخورد روزمره شهروندان است. تعاملات اجتماعی در یک فضای شهری، بازتاب نوع فعالیت ها و اتفاقاتی است که در یک فضای شهری رخ می دهد.

شهر سبزوار به دلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم و دروازه ورود به آستان خورشید خراسان هموراه میزبان میلیون ها مسافر بوده است. سلجوقیان با مغتنم شماردن این فرصت ،مناره خسروگرد مرتفع ترین سازه تاریخی خراسان رضوی(۳۸متر) را در قرن ششم بنا کردند تا نمادی باشد بر مهرورزی،دوستی و مهمان نوازی مردمان کویر.

آنچه پس از گذر سال ها سبب چشم نوازی این اثر شده است رعایت اصول معماری اصیل ایرانی-اسلامی بوده است به گونه ای که آجرهای قالب زده با تکنیک سایه روشن و کم شدن از قطر تا رأس میل باعث شده است در بنا چرخش هارمونی ایجاد شود و جلوه ای ویژه از خود به رهگذران بدهد.

از طرفی سبک به کار رفته در معماری این سازه موجب شده است گزند آفتاب کمتر به بدنه بنا برخورد کند و از فواصل دور قابل روئیت باشد. چندسالی است در شهر سبزوار انبوه سازان سعی می کنند در پیشی گرفتن از یکدیگر گوی سبقت را با افزودن بر تعداد طبقات ساختمان ها بربایند! اگرچه در نگاه نخست برخی این رویه را تایید و کمک به اقتصاد خانواده در جهت حل معضل مسکن می دانند، اما متاسفانه سازهای مرتفع در برخی نقاط شهری در سبزوار نه تنها این مشکل را حل نکرده اند بلکه بر افزایش بی حساب و کتاب قیمت مسکن در این مناطق دامن زده اند.

قنات ها،ترافیک شهری،محیط زیست،تغییر سبک زندگی،پارکینگ،فرهنگ آپارتمان نشینی،تنش و تضاد فرهنگی و هویتی از جمله چالش هایی است که با گسترش بلندمرتبه سازی پیش رو خواهیم داشت. برخی متفکران معاصر،همچون دیوید هاروی،جغرافی دان و انسان شناس انگلیسی می گویند:هر شهروندی حقی به شهر دارد و این حقوق را نمی توان از شهروندان سلب کرد،به عنوان مثال خیابان ها،پارک ها و در یک کلام فضاهای عمومی شهری را نمی توان در ازای نفع شخصی

به افراد فروخت و اصطلاح”حق به شهر”را برای نخستین بار آنری لوفور،جامعه شناس مارکسیست فرانسوی به کار برده و البته،این اصطلاح امروز آنقدر همه گیر شده که دیگر منشا آن چندان اهمیتی ندارد.

نظریه حق به شهر می گوید :هر شهروند ،به اعتبار اینکه در شهر زندگی می کند،سهمی از منابع و تصمیم گیری ها در آن شهر دارد که نمی توان از او سلب کرد. به عنوان مثال دولت و شهرداری ها نمی توانند بدون اینکه از شما بپرسند،در محل زندگی شما،محلی را برای دفع زباله ایجاد کنند. دلیل این موضوع آن است که دفن زباله در نزدیکی محل زندگی شما موجب ناراحتی ناشی از بو،افت قیمت ملک و مواردی از این قبیل می شود که شرایط زندگی شما را تغییر می دهند،بدون آنکه شما در جریان باشید.

از این رو با خواندن کتاب های هاروی در می یابیم استدلال های او در مورد حق به شهر منطقی و پذیرفتنی است. به همین خاطر معماران در شهرسازی ها به عنصر انسان توجه کرده اند و از مفهومی به نام “پلازا”در پروژه های شهری استفاده می کنند.

پلازا (میدان گاه های شهری) که برگرفته از زبان اسپانیایی است، در اصطلاح شهرسازی و معماری ،فضایی عمومی در شهر است که به جای خودروها در اختیار مردم باشد. پلازا،به آن دسته از فضاهای عمومی شهری اطلاق می شود که در دل شهرها قرار دارند، فارغ از ابعاد تجاری،صرفا کارکردی پاتوق گونه برای شهروندان دارد.

این مکان هاعمدتا محل شکل گیری بخشی از خاطره های جمعی شهروندان هستند که در پاره ای از موارد این خاطره ها می توانند شکل سیاسی به خود بگیرند. پلازاها محلی برای جمع شدن شهروندان،قرار ملاقات،گفت و گو،تعاملات اجتماعی،تفریح،استراحت،خرید،مکث و توقف،غدا خوردن،گردهمایی،دیدارهای روزمره هستند و ماهیت این فضا سکون است یعنی جایی برای درنگ و نشستن.

به همین دلیل برای لحظاتی شهروندان را از استرس های شهری دور می کنند،مالکیت پلازا هم معمولا عمومی است. پلازا به عنوان محلی برای وقوع رخدادهای فرهنگی نظیر انواع جشن ها و مراسمات عمومی استفاده می شود.  از طرف دیگر به علت وجود کاربری انعطاف پذیر آن متناسب با نحوه عملکرد شهروندان در این مکان کاربری های دیگر نیز می تواند بپذیرد.

پلازا در هر فضای باز با رعایت معیارها و ضوابط می تواند احداث شود و باعث ایجاد فضای دوست داشتنی و در نتیجه آرامش روانی شود. در حقیقت پلازا باز زنده سازی هویت گمشده شهری است که نقطه ی عطفی در پویایی و توسعه پایدار شهری است‌. پیدایش پلازا همزمان با نخستین دوره تاریخ شهرنشینی بوده است.

مرجع و شاخص پلازاهای اروپایی در قرون وسطی شکل گرفته و بعد از آن دوره های بعدی چون رنسانس و…تکامل یافته است و بنا بر ادبیات و فرهنگ آن شهر نامی بر روی آن گذاشته شد،به طوری که در اسپانیا پلازا،درایتالیا پیازا و در ادبیات ما میدان یا میدانچه است و از مصادیق شاخص این فضا ها در جهان می توان به پیازا کامپو در سیه نا ایتالیا،پلازا مایور در مادرید اسپانیا،میدان نقش جهان اصفهان،میدان سرخ در مسکو،میدان التحریر در مصر و میدان آزادی،میدان امام حسین و پل طبیعت در تهران اشاره کرد.

البته واژه های همچون لرد در (یزد) و فتاحه در (کاشان)گونه هایی از پلازا یا میدان هستند. واژه پلازا در ادبیات شهرداری تهران از زمان پروژه میدان ولیعصر به صورت جدی بر سر زبان ها افتاد. ادبیاتی که بر ضرورت احداث میدان به جای فلکه تاکید می کند چرا که میدان فضایی است که غلبه حرکت در آن غلبه پیاده است،البته ممکن است بخشی از آن به سواره یا به عبارت دیگر حمل و نقل عمومی اختصاص یابد.

اما در سبزوار بعد از استقبال مردم از پروژه پیاده راه خیابان شریعتمداری،انتظارها از مدیریت شهری افزایش یافته است. حال بعد از خیابان شریعتمداری،مسئولین از پیاده راه کردن بیهق سخن می گویند. هرچند که باغ بدیعی نیز می تواند در راستای پیاده راه شدن بیهق و شریعتمداری به توسعه شهری سبزوار کمک شایانی بکند. اما به جز این طرح ها یک پروژه پلازاگونه شهری در توحید شهر می خواهد آغاز به کار کند.

از آنجا که هویت توحید شهر ویلایی است و پناهگاهی، برای انسان هایی است که از فضای شلوغ و پر سر و صدا سبزوار خسته شده اند،مدیران شهری با همراهی سازمان مردم نهاد توسعه پایدار توحید شهر ضمن تاکید بر هویت تعریف شده این ناحیه با امضای تفاهم نامه ای تصمیم گرفته اند،خیابان حافظ توحید شهر که بی رونق است و تعدادی از زمین های تجاری به همین دلیل رها شده را جان تازه ای بدهند.

در این پروژه این خیابان به غذا و تفریح تغییر نام داده و باعث رونق افزایی فضاهای شهری توحید شهر،ایجاد سرزندگی،افزایش تعاملات اجتماعی و اشتغال زایی،کاهش سفر به مرکز شهر و ساخت پروژه های تجاری و تکمیل بافت تجاری توحید شهر می شود.

خیابان غذا و تفریح شامل عرضه انواع غذاها و نوشیدنی ها،اجرای برنامه های فرهنگی،عرضه صنایع دستی و تولیدات خانگی،ورزش های تفریحی نظیر فوتبال دستی و…و همچنین فضای بازی کودکان است که تنوع چند وجهی بودن فعالیت های این خیابان از مزیت های آن است.

این پروژه در صورت اجرای صحیح و تمرکز مدیریت شهری بر کیفیت اجرای آن به عنوان یک فرصت گردشگری و نمادی از همگرایی مدیران شهر و ادارات با مردم خواهد بود و بازتاب ملی خواهد داشت چرا که این تیپ پروژه ها برای شهروندان جذاب و در دنیا شاخص و مطرح هستند.

یکی دیگر از مزایای این پروژه مشارکت مردم و سهیم کردن آنها در ساخت و اجرایی کردن طرح است که کاهش هزینه ها ، حس تعلق و استفاده از خردجمعی در مدیریت جامع شهری را در پی خواهد داشت. از این رو پروژه پلازاگونه غذا و تفریح و دیگر طرح های شهری سبزوار با نگاه ملی می تواند به برندسازی دیارسربداران و صنعت گردشگری منطقه کمک کند و این شهر را در کشور و حتی دنیا در حوزه توریست مطرح و شاخص نماید و باعث اشتغال و رونق کسب و کار شود و در نهایت به رونق تولید کمک نماید و پیشرفت اقتصادی،فرهنگی و توسعه ی شهری را برای منطقه به ارمغان خواهد آورد.

به قلم: محسن تدینی ثانی