“شهادت” واژه ای ۵ حرفی که بهترین تابلو انسانیت است. قربانی کردن اسماعیل وجود برای رسیدن به آسمان. درسی عملی در کلاس درس سیدالشهدا(ع).

آنجایی که پدری در ظهر سوزان و خونینِ عاشورا علی اکبرش را به آغوش می کشد، همانجاست که روضه ای عمیق در فرات همه جان ها شکل می گیرد و محتشم ها برایش ترکیب بندها می سرایند و فرشچیان ها عشق را در یال های آشفته یک ذوالجناح آواره می سازند.

مکتب شهادت است که حُر را از سیاهی به نور می رساند و جَون سیاه چهره را به احسن الوجه تغییر می دهد. همین مکتب بعدها پر می شود از شاگردان درس خوان و زرنگ.

همت که پای تخته درس پس می دهد، باکری و سپاسی و دیگران که مشق هایشان را می نویسند و در جهان، جهان آرایی جهان آرا می شوند، می توان تابلوی انسانیت را بهتر دید.

همیشه به خاطر می سپاریم که شهدا از رویاهایمان بزرگترند. از تصورمان بلند بالاترند و از گریبان خیالمان قد می کشند. تا همیشه تاریخ خود را قدردان ایثارگری این لاله های سرخ دشت ایران زمین می دانیم.